فرهنگ آریان‌پور

عصب

#۱۳۸٬۴۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

chord

عصب، ریسمان، (هندسه) وتر، قوس، زه، تار، وتر، سیم

۲

nerve

عصب، پى، رشته عصبى، وتر، طاقت، قدرت، قوت قلب دادن، نیرو بخشیدن nerve neuro