عصا
#۱۳۸٬۴۵۷
wand
عصا، گرز، چوب میزانه، چوب گمانه، ترکه
bat
چوب، چماق، عصا، چوکان زدن، خشت، گل آماده براى کوزه گرى، لعاب مخصوص ظروف سفالى، چشمک زدن، مژگان را تکان دادن، بال بال زدن، چوگان، چوگاندار، نیمه یا پاره آجر، (زبان عامیانه) ضربت، چوگان زدن، (جانور شناسى) خفاش
rod
میله، عصا، چوب، ترکه، میل، قدرت، برق گیر، میله دار کردن
cane
نى، نیشکر، چوب دستى، عصا، با عصا زدن، با چوب زدن
stay
ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه
stick
(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه
virga
شاخه، ترکه، عصا
ferule
خط کش پهن براى زدن بچه، چوب خیزران، عصا، گرز، تنبیه با چوب
truncheon
چوب پاسبان، چوب قانون، باتون، عصا، چماق، با چماق یا باتون زدن