فرهنگ آریان‌پور

عشقبازی‌ کردن

#۱۳۸٬۴۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

woo

اظهار عشق کردن با، عشق بازى کردن با، خواستگارى کردن، جلب لطف کردن

۲

court

بارگاه، حیاط، دربار، دادگاه، اظهار عشق، خواستگارى