واژههای فارسی←عسلفرهنگ آریانپورعسل#۱۳۸٬۳۳۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱honeyانگبین، عسل، شهد، (مجازى) محبوب، عسلى کردن، (مج) چرب و نرم کردنواژههای نزدیک در الفباعسرالبلعمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعسرالبولمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعسرالتنفسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعسرالطمث دشتاکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعسرتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعسرت کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر