فرهنگ آریان‌پور

عزل‌ کردن

#۱۳۸٬۲۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

remove

برداشت کردن، رفع کردن، عزل کردن، برداشتن، از جا برداشتن، بلند کردن، دور کردن، برطرف کردن، بردن، برچیدن، زدودن

۲

depose

معزول کردن، عزل نمودن، خلع کردن

۳

dismiss

روانه کردن، مرخص کردن، معاف کردن