فرهنگ آریان‌پور

عریان

#۱۳۸٬۲۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bald

طاس، بى مو، کل، برهنه، (مجازى) بى لطف، ساده، بى ملاحت، عریان، کچل، طاس شدن

۲

bare

به طور عریان، با اشکال

۳

nude

لخت، برهنه، پوچ، عریان، بى اثر

۴

naked

برهنه، عریان، عادى، لخت

۵

unaadorned

ساده، عریان، بى پیرایه، بى زیور

۶

simple

ساده، بسیط، بى تکلف، ساده دل، خام، ناآزموده، نادان، ساده کردن

۷

altogether

روى هم رفته، از همه جهت، یکسره، تماماً، همگى، مجموعاً، کاملاً، منصفاً