فرهنگ آریان‌پور

عروسک

#۱۳۸٬۱۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

doll

عروسک، (مجازى) زن زیباى نادان، دخترک

۲

dolly

عروسک (به زبان بچگانه)، کوبیدن پارچه با چوب رختشویى، چرخ کوچکى شبیه قرقره حشره‌ شناسی‌

۳

puppet

عروسک، عروسک خیمه شب بازى، دست نشانده

۴

toy

اسباب بازى، سرگرمى، بازیچه، عروسک، بازى کردن، ور رفتن

۵

gimcrack

چیز قشنگ و کم بها، بازیچه، ارزان، قشنگ و بى مصرف، عروسک، تصور واهى، نخود هر آش

۶

nymph

حورى، زن بسیار زیبا