فرهنگ آریان‌پور

عرف

#۱۳۸٬۰۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

commonlaw

عرف

۲

convention

عرف، قرار داد، هم آیش، هم آیى، پیمان نامه، انجمن، مجمع، میثاق

۳

ure

عادت، تمرین، ممارست، عرف، ممارست کردن، عرفى ساختن

۴

usage

استفاده، کاربرد، عادت، رسم، معمول، عرف، استعمال

۵

custom

رسم، سنت، عادت، عرف، (در جمع) حقوق گمرکى، گمرک، برحسب عادت، عادتى

۶

tradition

رسم، سنت، عقیده موروثى، عرف، روایت متداول، عقیده رایج، سنن ملى

۷

institution

تاسیس قضایى، اصل حقوقى، بنگاه، موسسه، رسم معمول، عرف، نهاد

۸

unwritten law

قانون ننوشته، عرف، رسم متداول

۹

code

نظام نامه، رمز، قانون، به صورت رمز درآوردن، مجموعه قانون تهیه کردن، رمزى کردن، برنامه، دستورالعملها code ـ (64)

۱۰

praxis

عمل، رویه، عادت، خوى، مثال

۱۱

rubric

عنوان، سرفصل، عنوانى که با حروف قرمز نوشته یا چاپ شده باشد، خط قرمز، روال