عرضه کردن
#۱۳۸٬۰۶۲
present
پیشکش، هدیه، ره آورد، اهداء، پیشکشى، زمان حاضر، زمان حال، اکنون، موجود، آماده، مهیا، حاضر، معرفى کردن، اهداء کردن، ارائه دادن، عرضه کردن
offer
قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)
stock
ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن
purvey
تهیه، تدارک، تهیه آذوقه، تهیه سورسات، تهیه کردن، سورسات تهیه کردن
render
تحویل دادن، تسلیم داشتن، دادن، منتقل کردن، ارائه دادن، ترجمه کردن، درآوردن
tender
نازک، حساس، لطیف، دقیق، ترد و نازک، باریک، محبت آمیز، با ملاحظه، حساس بودن، ترد کردن، لطیف کردن، انبار، ارائه دادن، تقدیم کردن، پیشنهاد، پول رایج، مناقصه و مزایده، مناقصه، پیشنهاد دادن
introduce
معرفى کردن، معمول کردن، نشان دادن، باب کردن، مرسوم کردن، آشنا کردن، مطرح کردن
merchandise
کالا، مال التجاره، تجارت کردن