عرضه
#۱۳۸٬۰۴۴
supply
فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن
efficiency
بازده، بهره ورى، راندمان، کفایت، عرضه، میزان لیاقت، تولید، کارآیى، فعالیت مفید
exposition
شرح، بیان، تفسیر، عرضه، نمایشگاه
presentation
ارائه، عرضه، معرفى، نمایش، تقدیم
push
چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن push اقتصاد
offer
قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)
ability
توانایى، استطاعت، شایستگى، لیاقت، صلاحیت، قابلیت
exhibit
نمایش دادن، درمعرض نمایش قرار دادن، ارائه دادن، ابراز کردن
purveyance
(pourveyance =) ـ تهیه خواربار، آذوقه، آذوقه رسانى
submission
مطیع، تابع، تسلیم، واگذارى، تفویض، فرمانبردارى، اطاعت، اظهار اطاعت، انقیاد