فرهنگ آریان‌پور

عرضحال

#۱۳۸٬۰۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

suit

درخواست، تقاضا، دادخواست، عرضحال، مرافعه، خواستگارى، یکدست لباس، پیروان، خدمتگزاران، ملتزمین، توالى، تسلسل، نوع، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، تعقیب کردن، خواستگارى کردن، جامه، لباس دادن به

۲

petition

دادخواست، عرضحال، عریضه، تظلم، دادخواهى کردن، درخواست کردن

۳

complaint

شکایت، دادخواهى