فرهنگ آریان‌پور

عرض‌ اندام‌ کردن

#۱۳۸٬۰۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

defy

به مبارزه طلبیدن، تحریک جنگ کردن، شیر کردن

۲

mock

ساختگى، تقلیدى، تقلید در آوردن، استهزاء کردن، دست انداختن، تمسخر

۳

parade

رژه، سان، نمایش با شکوه، جلوه، نمایش، خودنمایى، جولان، میدان رژه، تظاهرات، عملیات دسته جمعى، اجتماع مردم، رژه رفتن، خود نمایى کردن

۴

outface

کسى را از رو به در کردن، پر رویى کردن

۵

challenge

به مبارزه طلبیدن، رقابت کردن، سرپیچى کردن، سرتافتن، متهم کردن، طلب حق، گردن کشى، دعوت به جنگ