فرهنگ آریان‌پور

عرشه‌ کشتی

#۱۳۸٬۰۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

deck

عرشه، عرشه کشتى، کف، سطح، دستینه، دسته، (در ورق بازى) یک دسته ورق آراستن، زینت کردن، عرشه دار کردن، (معنى مجازى) پوشاندن deck main

۲

board

تخته، تابلو، شیئت، تخته یا مقوا و یا هر چیز مسطح، میز غذا، غذاى روى میز، اغذیه، میز شور یا دادگاه، هیئت عامله یا امنا، هیئت مدیره، تخته بندى کردن، سوارشدن، به کنار کشتى آمدن (بمنظورحمله)، تخته پوش کردن، پانسیون شدن، منزل کردن (در شبانه روزى) ـ

۳

shipboard

پهلوى کشتى، در کشتى، سوار کشتى، کنار کشتى، صحنه کشتى، عرشه