فرهنگ آریانپور
عذر
#۱۳۷٬۹۵۲
peg
میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ
plea
دادخواست، منازعه، مشاجره، مدافعه، عذر، بهانه، تقاضا، استدعا، پیشنهاد، وعده مشروط، ادعا
alibi
(حقوق) غیبت هنگام وقوع جرم، جاى دیگر، بهانه، عذر، بهانه آوردن، عذر خواستن
excuse
بهانه، دستاویز، عذر، معذور داشتن، معاف کردن، معذرت خواستن، تبرئه کردن
pretext
بهانه، عذر، دستاویز، مستمسک، بهانه آوردن
purporst
مفهوم، مضمون، معنى، مفاد، ادعا، قصد، عذر، بهانه، مفهوم شدن، فهماندن
subterfuge
طفره، گریز، طفره زنى، اختفاء، عذر، بهانه
put off
سر دواندن، طفره، بهانه، عذر، تعویق، انصراف، تاخیر کردن، طفره رفتن، از سرباز کردن، به بعد موکول کردن
extenuation
کاستى، نازکى، کمى