فرهنگ آریان‌پور

عذر

#۱۳۷٬۹۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

peg

میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ

۲

plea

دادخواست، منازعه، مشاجره، مدافعه، عذر، بهانه، تقاضا، استدعا، پیشنهاد، وعده مشروط، ادعا

۳

alibi

(حقوق) غیبت هنگام وقوع جرم، جاى دیگر، بهانه، عذر، بهانه آوردن، عذر خواستن

۴

excuse

بهانه، دستاویز، عذر، معذور داشتن، معاف کردن، معذرت خواستن، تبرئه کردن

۵

pretext

بهانه، عذر، دستاویز، مستمسک، بهانه آوردن

۶

purporst

مفهوم، مضمون، معنى، مفاد، ادعا، قصد، عذر، بهانه، مفهوم شدن، فهماندن

۷

subterfuge

طفره، گریز، طفره زنى، اختفاء، عذر، بهانه

۸

put off

سر دواندن، طفره، بهانه، عذر، تعویق، انصراف، تاخیر کردن، طفره رفتن، از سرباز کردن، به بعد موکول کردن

۹

extenuation

کاستى، نازکى، کمى