فرهنگ آریان‌پور

عدل بندی‌ کردن

#۱۳۷٬۷۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bale

عدل، لنگه، تا، تاچه، مصیبت، بلا، رنج، محنت، رقصیدن

۲

bundle

بقچه، بسته، مجموعه، دسته کردن، به صورت گره درآوردن، بقچه بستن

۳

package

بسته، عدل بندى، قوطى، بسته بندى کردن