فرهنگ آریان‌پور

عجولانه

#۱۳۷٬۵۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hurried

شتابزده، زود، هول هولکى، بى تامل، عجولانه، دستپاچه pellmell

۲

hurriedly

شتابزده، زود، هول هولکى، بى تامل، عجولانه، دستپاچه

۳

snap

بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن

۴

hasty

عجول، شتاب زده، دست پاچه، تند، زودرس

۵

whirlwind

گردباد، وابسته به گردباد

۶

precipitate

بشدت پرتاپ کردن، شتاباندن، بسرعت عمل کردن، تسریع کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن، غیر محلول و ته نشین شونده، جسم تعلیق شونده یا متراسب، خیلى سریع، بسیار عجول، ناگهانى، رسوب شیمیایى precipitately rashly