فرهنگ آریان‌پور

عجله‌ کردن

#۱۳۷٬۵۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hurry

شتاب کردن، شتابیدن، عجله کردن، چاپیدن، بستوه آوردن، با شتاب انجام دادن، راندن، شتاب، عجله، دستپاچگى

۲

spur

مهمیز، سیخ، مهمیز زدن

۳

hasten

تسریع ردن، شتاباندن، شتافتن