فرهنگ آریانپور
عجز
#۱۳۷٬۵۰۲
incapacity
عجز، عدم صلاحیت
incapability
عجز، ناتوانى، بى لیاقتى
inability
ناتوانى، فروماندگى، درماندگى، عجز، بى لیاقتى
paralysis
فلج، رعشه، سکته ناقص، از کار افتادگى، وقفه، بیحالى، رخوت، عجز paralysis cravenness
disability
ناتوانى، عجز، عدم قابلیت
disablement
از کار افتادگى، عجز، ناتوانى
impuissance
نا توانى، ضعف قواى جنسى، سستى، عجز، کم زورى، عنن
intolerance
نابردبارى، عدم تحمل، عدم قبول، طاقت فرسایى، تعصب، ناتوانى، فروماندگى، عجز
insufficience
(insufficiency =) ـ عدم تکافو، کمى، نارسایى، نابسندگى، عدم کفایت، ناتوانى، عجز
failing
خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن fail
frustration
عقیم گذارى، خنثى سازى، محروم سازى، نا امیدى helplessness impotence