فرهنگ آریان‌پور

عجز

#۱۳۷٬۵۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

incapacity

عجز، عدم صلاحیت

۲

incapability

عجز، ناتوانى، بى لیاقتى

۳

inability

ناتوانى، فروماندگى، درماندگى، عجز، بى لیاقتى

۴

paralysis

فلج، رعشه، سکته ناقص، از کار افتادگى، وقفه، بیحالى، رخوت، عجز paralysis cravenness

۵

disability

ناتوانى، عجز، عدم قابلیت

۶

disablement

از کار افتادگى، عجز، ناتوانى

۷

impuissance

نا توانى، ضعف قواى جنسى، سستى، عجز، کم زورى، عنن

۸

intolerance

نابردبارى، عدم تحمل، عدم قبول، طاقت فرسایى، تعصب، ناتوانى، فروماندگى، عجز

۹

insufficience

(insufficiency =) ـ عدم تکافو، کمى، نارسایى، نابسندگى، عدم کفایت، ناتوانى، عجز

۱۰

failing

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن fail

۱۱

frustration

عقیم گذارى، خنثى سازى، محروم سازى، نا امیدى helplessness impotence