فرهنگ آریان‌پور

عبور کردن به سختی

#۱۳۷٬۴۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

thread

نخ، رگه، نخ کردن، بند کشیدن، ریسمان، قیطان، رزوه، شیار داخل پیچ و مهره، شیار، برجستگى، رشته، نخ کشیدن به، موجى کردن، داراى خطوط برجسته کردن، حدیده و قلاویز کردن، رشته رشته شدن، مثل نخ باریک شدن