فرهنگ آریانپور
عایدی
#۱۳۷٬۳۰۳
revenue
عایدى، منافع، بازده، درآمد، سود سهام
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین
income
درآمد، عایدى، دخل، ریزش، ظهور، جریان، ورودیه، جدیدالورود، مهاجر، وارد شونده
earnings
درآمد، دخل، مداخل، عایدى
making
(past: made ; past participle: made) ـ ساختن، به وجود آوردن، درست کردن، تصنیف کردن، خلق کردن، باعث شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گائیدن، ساختمان، ساخت، سرشت، نظیر، شبیه make