واژههای فارسی←عامل موجب ترشحفرهنگ آریانپورعامل موجب ترشح#۱۳۷٬۲۶۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱liquefacientآبگونگر، گدازنده، مایع کننده، (پزشکى) عامل موجب ترشح، ترشح کننده، مایع ترشح کنندهواژههای نزدیک در الفباعامل انتشار عقایدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعامل انجاممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعامل بازدارندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعامل بالقوهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعامل بند اورنده جریان خونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعامل بندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر