واژههای فارسی←عامل فسادفرهنگ آریانپورعامل فساد#۱۳۷٬۲۴۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ulcer(پزشکى) زخم، قرحه، زخم معده، قرحه دار کردن یا شدن، ریش کردن، ریشواژههای نزدیک در الفباعامل انتشار عقایدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعامل انجاممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعامل بازدارندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعامل بالقوهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعامل بند اورنده جریان خونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعامل بندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر