فرهنگ آریان‌پور

عالم

#۱۳۷٬۰۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

scientist

عالم، دانشمند

۲

orb

جسم کروى، گوى، عالم، احاطه کردن، به دور چیزى گشتن، به دور مدار معینى گشتن، کروى شدن

۳

world

جهان، دنیا، گیتى، عالم، روزگار

۴

cosmos

کیهان، گیتى و نظام آن، نظام عالم وجود

۵

erudite

فرجاد، آموزنده، عالم، دانشمند، متبحر، دانشمندانه

۶

universe

جهان، عالم وجود، گیتى، کیهان، کائنات، کون و مکان، دهر، عالم، دنیا

۷

swami

مرتاض هندى، رهبر مذهبى هندى، مرشد

۸

savant

دانشمند، دانا

۹

learned

(past: learned, learnt ; past participle: learned, learnt) ـ فراگرفتن، آموختن، یاد گرفتن، آگاهى یافتن، فرا گرفتن، خبر گرفتن، فهمیدن، دانستن

۱۰

kingdom

پادشاهى، کشور، قلمرو پادشاهى

۱۱

scholar

دانشور، دانش پژوه، محقق، اهل تتبع، ادیب، شاگر ممتاز

۱۲

lettered

حرف، نویسه، حرف الفبا، حرف چاپى، نامه، مراسله، کاغذ، ادبیات، آثار ادبى، معرفت، دانش، با حروف نوشتن، با حروف علامت گذاشتن، اجازه دهنده letter