عاقل
#۱۳۷٬۰۵۷
sage
عاقل، دانا، بصیر، با فراست، حکیم
longheaded
عاقل، مال اندیش، داراى سر دراز، دراز سر
sane
داراى عقل سلیم، عاقل، سالم، معقول، معتدل
wise
خردمند، دانا، عاقل، عاقلانه، معقول، فرزانه پسوندى است به معنى " راه و روش و طریقه و جنبه " و " عاقل "
canny
زیرک، عاقل، داراى عقل معاش
sober
هوشیار، به هوش، عاقل، میانه رو، معتدل، متین، سنگین، موقر، آدم هشیار (در برابر مست)، هوشیار بودن، به هوش آوردن، از مستى درآوردن
sagacious
دانا، زیرک، عاقل، باهوش، با فراست، هوشمند
longsighted
دوربین، (مجازى) مال اندیش، عاقل، عاقبت اندیش
ripe
رسیده، پخته، جا افتاده، بالغ، چیدنى، پر آب
lucid
شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم
right
مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق
rational
گویا، عقلى، عقلایى، مستدل، مدلل، معقول، عقلانى، منطقى
judicious
داراى قوه قضاوت سلیم
reasonable
معقول، مستدل
clearheaded
با ذکاوت، بافهم
understanding
فهم، ادراک، هوش، توافق، تظر، موافقت، باهوش، مطلع، ماهر، فهمیده wellbalanced