فرهنگ آریان‌پور

عاقل

#۱۳۷٬۰۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

sage

عاقل، دانا، بصیر، با فراست، حکیم

۲

longheaded

عاقل، مال اندیش، داراى سر دراز، دراز سر

۳

sane

داراى عقل سلیم، عاقل، سالم، معقول، معتدل

۴

wise

خردمند، دانا، عاقل، عاقلانه، معقول، فرزانه پسوندى است به معنى " راه و روش و طریقه و جنبه " و " عاقل "

۵

canny

زیرک، عاقل، داراى عقل معاش

۶

sober

هوشیار، به هوش، عاقل، میانه رو، معتدل، متین، سنگین، موقر، آدم هشیار (در برابر مست)، هوشیار بودن، به هوش آوردن، از مستى درآوردن

۷

sagacious

دانا، زیرک، عاقل، باهوش، با فراست، هوشمند

۸

longsighted

دوربین، (مجازى) مال اندیش، عاقل، عاقبت اندیش

۹

ripe

رسیده، پخته، جا افتاده، بالغ، چیدنى، پر آب

۱۰

lucid

شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم

۱۱

right

مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق

۱۲

rational

گویا، عقلى، عقلایى، مستدل، مدلل، معقول، عقلانى، منطقى

۱۳

judicious

داراى قوه قضاوت سلیم

۱۴

reasonable

معقول، مستدل

۱۵

clearheaded

با ذکاوت، بافهم

۱۶

understanding

فهم، ادراک، هوش، توافق، تظر، موافقت، باهوش، مطلع، ماهر، فهمیده wellbalanced