فرهنگ آریانپور
عاطل
#۱۳۷٬۰۳۸
idle
بیکار، تنبل، بیهوده، بیخود، بى اساس، بى پر و پا، وقت گذراندن، وقت تلف کردن، تنبل شدن، عاطل
wastry
(wastery =) ـ (اسکاتلند) باطل، ضایع، ویران، خراب، عاطل
wastery
(wastry =) ـ (اسکاتلند) باطل، ضایع، ویران، خراب، عاطل
unemployed
بیکار، بى مصرف، عاطل، به کار نیفتاده
loose end
انتهاى تار یا نخ، سر آزاد نخ، چیز استفاده نشده، بیکار افتاده، عاطل، انت هاى شل هر چیزى، باقیمانده، ته مانده
void
باطل، عارى، بى اعتبار، باطل کردن، تهى، خالى، بلاتصدى، عارى از، پوچ، بى اثر کردن، پوچ کردن، از درجه اعتبار ساقط کردن، بیرون ریختن، خارج شدن، دفع شدن، باطل شدن
unused
به کار نرفته، نامستعمل، خو نگرفته، عادت نکرده، به کار نبرده