فرهنگ آریان‌پور

اقصی

#۱۳٬۶۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

far

بسیار، بمراتب، زیاد، خیلى، دور دست، بعید، بعلاوه far farflung faroff

۲

remote

دور، دوردست، بعید، پرت، دور دست، جزیى، کم، متحرک

۳

utmost

بیشترین، منت هاى کوشش، حداکثر، دورترین

۴

extreme

بشدت، بافراط