فرهنگ آریان‌پور

عاری‌ از تازگی و لطف

#۱۳۶٬۹۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

tired

خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به tire twicetold