فرهنگ آریان‌پور

عادت‌ کردن

#۱۳۶٬۸۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

use

استعمال کردن، استفاده کردن، به کار بردن، مصرف کردن، به کار انداختن استعمال، استفاده، کاربرد، مصرف، فایده، سودمندى، تمرین، تکرار، ممارست

۲

form

ورقه، صورت، دیس، شکل، تشکیل دادن، ریخت، ترکیب، تصویر، وجه، روش، طریقه، برگه، فرم، ساختن، به شکل درآوردن، قالب کردن، پروردن، شکل گرفتن، سرشتن، فراگرفتن

۳

acclimate

(acclimatize =) ـ به آب و هواى جدید خو گرفتن، مانوس شدن