فرهنگ آریانپور
اقرار کردن
#۱۳٬۶۸۴
confess
اقرار کردن، اعتراف کردن
own
داشتن، دارا بودن، مال خود دانستن، اقرار کردن، تن در دادن، خود، خودم، شخصى، مال خودم
admit
پذیرفتن، راه دادن، بار دادن، راضى شدن (به)، رضایت دادن (به)، موافقت کردن، تصدیق کردن، زیربار (چیزى) رفتن، اقرار کردن، واگذار کردن، دادن، اعطاء کردن
agnize
شناختن، برسمیت شناختن، اقرار کردن
avouch
آشکارا گفتن، اقرار کردن، اطمینان دادن، تضمین کردن، مستقر ساختن، مقرر داشتن، تصدیق و تائید کردن، تثبیت کردن
profess
ادعا کردن، اظهار کردن، تدریس کردن، ابراز ایمان کردن
acknowledge
قدردانى کردن، اعتراف کردن، تصدیق کردن، وصول نامه اى را اشعار داشتن