فرهنگ آریانپور
عادت دادن
#۱۳۶٬۸۲۹
accustom
عادت دادن، آشنا کردن، آشنا شدن، معتاد ساختن، معتاد شدن، عادت، خو گرفتن، انس گرفتن
inure
(enur =) ـ عادت دادن، خودادن، آموخته کردن، معتاد کردن، موجب شدن
habituate
خو دادن، عادت دادن، سکونت کردن
familiarize
آشنا کردن، آشنا ساختن، خو دادن، عادت دادن، معلوم کردن، خودمانى کردن
addict
خو دادن، اعتیاد دادن، عادى کردن خو گرفتگى، عادت، اعتیاد خو گرفته، معتاد
condition
شرط، وضعیت، شایسته کردن، حالت، چگونگى، مقید کردن، شرط نمودن