فرهنگ آریان‌پور

عادت دادن

#۱۳۶٬۸۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

accustom

عادت دادن، آشنا کردن، آشنا شدن، معتاد ساختن، معتاد شدن، عادت، خو گرفتن، انس گرفتن

۲

inure

(enur =) ـ عادت دادن، خودادن، آموخته کردن، معتاد کردن، موجب شدن

۳

habituate

خو دادن، عادت دادن، سکونت کردن

۴

familiarize

آشنا کردن، آشنا ساختن، خو دادن، عادت دادن، معلوم کردن، خودمانى کردن

۵

addict

خو دادن، اعتیاد دادن، عادى کردن خو گرفتگى، عادت، اعتیاد خو گرفته، معتاد

۶

condition

شرط، وضعیت، شایسته کردن، حالت، چگونگى، مقید کردن، شرط نمودن