فرهنگ آریان‌پور

عاد

#۱۳۶٬۸۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

factor

عامل، ضریب، عامل (عوامل)، حق العمل کار، نماینده، فاعل، سازنده، فاکتور، عامل مشترک