فرهنگ آریانپور
عاجز
#۱۳۶٬۷۹۷
unable
عاجز، ناتوان
incapable
عاجز، ناتوان، نا قابل، نالایق، بیعرضه، محجور، نفهم
feeble
ضغیف، کم زور، ناتوان، عاجز، سست، نحیف
septum
تیغه، (گیاه شناسى، جانور شناسى) دیواره، جدار، عاجز، (در بینى) پره، (کالبد شکافى) حفره هاى بینى پره بینى
cripple
لنگ، چلاق، زمین گیر، عاجز، لنگ کردن، فلج کردن
disabled
ناتوان، عاجز، از کار افتاده
determinant
تعیین کننده، تصمیم گیرنده، عاجز، جازم
helpless
بیچاره، درمانده، فرو مانده، ناگزیر، زله
powerless
بى زور