فرهنگ آریان‌پور

عاجز

#۱۳۶٬۷۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

unable

عاجز، ناتوان

۲

incapable

عاجز، ناتوان، نا قابل، نالایق، بیعرضه، محجور، نفهم

۳

feeble

ضغیف، کم زور، ناتوان، عاجز، سست، نحیف

۴

septum

تیغه، (گیاه شناسى، جانور شناسى) دیواره، جدار، عاجز، (در بینى) پره، (کالبد شکافى) حفره هاى بینى پره بینى

۵

cripple

لنگ، چلاق، زمین گیر، عاجز، لنگ کردن، فلج کردن

۶

disabled

ناتوان، عاجز، از کار افتاده

۷

determinant

تعیین کننده، تصمیم گیرنده، عاجز، جازم

۸

helpless

بیچاره، درمانده، فرو مانده، ناگزیر، زله

۹

powerless

بى زور