فرهنگ آریان‌پور

عابر

#۱۳۶٬۷۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

passer

گذرنده، عابر، پاس دهنده

۲

viator

مسافر، رهگذر، عابر، رهرو

۳

passant

تصویر جانورى که دست خود را بلند کرده، جلو افتاده، گذرنده، سبقت گیر، عابر، ناقل

۴

passerby

رهرو، عابر، رهگذر (مخصوصاً به طور اتفاقى)

۵

passenger

گذرگر، مسافر، رونده، عابر، مسافرتى

۶

passing

گذرنده، زود گذر، فانى، بالغ بر، در گذشت