فرهنگ آریان‌پور

ظن

#۱۳۶٬۷۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

guess

حدس، گمان، ظن، تخمین، فرض، حدس زدن، تخمین زدن

۲

hunch

خم کردن، به شکل قوز درآوردن، تنه زدن، قوز، کوژ، قلنبه، فشار با آرنج، کوهان، ظن، احساس وقوع امرى در آینده

۳

surmise

حدس زدن، گمان بردن، حدس، گمان، تخمین، ظن

۴

suspicion

بدگمانى، سوء ظن، تردید، مظنون بودن

۵

conjecture

گمان، حدس، ظن، تخمین، حدس زدن، گمان بردن

۶

supposition

فرض، تصور، احتمال، گمان، پندار، انگاشت، فرضى، انگاشتى