فرهنگ آریانپور
ظریف
#۱۳۶٬۶۸۹
delicate
ظریف، خوشمزه، لطیف، نازک بین، حساس زن svelte
pindling
ظریف، نحیف، لاغر، اخمو، ترشرو
lenis
(در تلفظ حروف بى صدا) رقیق، ظریف، داراى تلفظ نرم، رقیق، ملایم
sheer
صرف، محض، خالص، راست، تند، مطلق، به طور عمود، یک راست، پاک، بکلى، مستقیما، ظریف، پارچه ظریف، حریرى، برگشتن، انحراف حاصل کردن، کنار رفتن، کنار زدن
svelt
باریک اندام، نازک، ظریف، زن با کمال
chichi
باارزش، ظریف، با هنرمندى
minikin
خرد، ریز، ظریف، کوچولو، نازدار، عزیز
slender
بلند و باریک، باریک، قلمى، کم، سست، ضعیف، ظریف، قلیل
subtile
فرار، ظریف، محیل، مکار، حیله گر، زیرک
precieux
(precieuse =) ـ داراى ظرافت زیاد، ظریف، لطیف، نفیس
capillary
مویرگ، مویى، باریک، ظریف، عروق شعریه
airy
هوایى، هوا مانند، با روح، پوچ، واهى، خودنما
fragile
شکننده، ترد، نازک، لطیف، زودشکن، ضعیف
exquisite
نفیس، بدیع، عالى، دلپسند، مطبوع، حساس، دقیق، شدید، سخت