فرهنگ آریان‌پور

ظریف

#۱۳۶٬۶۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

delicate

ظریف، خوشمزه، لطیف، نازک بین، حساس زن‌ svelte

۲

pindling

ظریف، نحیف، لاغر، اخمو، ترشرو

۳

lenis

(در تلفظ حروف بى صدا) رقیق، ظریف، داراى تلفظ نرم، رقیق، ملایم

۴

sheer

صرف، محض، خالص، راست، تند، مطلق، به طور عمود، یک راست، پاک، بکلى، مستقیما، ظریف، پارچه ظریف، حریرى، برگشتن، انحراف حاصل کردن، کنار رفتن، کنار زدن

۵

svelt

باریک اندام، نازک، ظریف، زن با کمال

۶

chichi

باارزش، ظریف، با هنرمندى

۷

minikin

خرد، ریز، ظریف، کوچولو، نازدار، عزیز

۸

slender

بلند و باریک، باریک، قلمى، کم، سست، ضعیف، ظریف، قلیل

۹

subtile

فرار، ظریف، محیل، مکار، حیله گر، زیرک

۱۰

precieux

(precieuse =) ـ داراى ظرافت زیاد، ظریف، لطیف، نفیس

۱۱

capillary

مویرگ، مویى، باریک، ظریف، عروق شعریه

۱۲

airy

هوایى، هوا مانند، با روح، پوچ، واهى، خودنما

۱۳

fragile

شکننده، ترد، نازک، لطیف، زودشکن، ضعیف

۱۴

exquisite

نفیس، بدیع، عالى، دلپسند، مطبوع، حساس، دقیق، شدید، سخت