فرهنگ آریان‌پور

ظرفیت

#۱۳۶٬۶۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

valence

ظرفیت، ارزایى، واحد ظرفیت، ظرفیت شیمیایى، بنیان ترکیب اتمى، بنیان، قدر، توان، ارزش

۲

valency

ظرفیت، واحد ظرفیت

۳

span

محدوده، گستردگى، پوشش، اندازه، ظرفیت، وجب، یک وجب، مدت معین، فاصله معین، وجب کردن، اندازه گرفتن، پل بستن، تاق بستن

۴

quality

کیفیت، چونى، وجود، خصوصیت، طبیعت، نوع، ظرفیت، تعریف، صفت، نهاد، چگونگى

۵

capacity

گنجایش، ظرفیت، صلاحیت، استعداد، مقام

۶

equal

برابر، مساوى، هم اندازه، هم پایه، همرتبه، شبیه، یکسان، همانند، همگن برابر شدن با، مساوى بودن، هم تراز کردن

۷

tether

کمند، افسار، حدود، وسعت، افسار کردن

۸

content

محتوى، مضمون، گنجایش، حجم، مقدار، مندرجات، مفاد، خوشنود، راضى، راضى کردن، قانع کردن، خرسند، خرسند کردن