واژههای فارسی←ظرف غذا - یک -فرهنگ آریانپورظرف غذا - یک -#۱۳۶٬۵۹۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱messیک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردنواژههای نزدیک در الفباظرف برای بریان کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیظرف برای جوشاندنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیظرف برای کباب کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیظرف بستنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیظرف بلورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیظرف به ظرف کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر