فرهنگ آریان‌پور

ظاهر کردن

#۱۳۶٬۵۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

explicate

تفسیر کردن، تاویل کردن، توضیح دادن، روشن کردن، ظاهر کردن

۲

show

(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات

۳

reveal

آشکار کردن، فاش کردن، معلوم کردن