فرهنگ آریانپور
ظاهر کردن
#۱۳۶٬۵۰۲
explicate
تفسیر کردن، تاویل کردن، توضیح دادن، روشن کردن، ظاهر کردن
show
(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات
reveal
آشکار کردن، فاش کردن، معلوم کردن