فرهنگ آریان‌پور

طی‌ کردن

#۱۳۶٬۴۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

cover

پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت

۲

negotiate

گفتگو کردن، مذاکره کردن، به پول نقد تبدیل کردن (چک و برات)، طى کردن

۳

use

استعمال کردن، استفاده کردن، به کار بردن، مصرف کردن، به کار انداختن استعمال، استفاده، کاربرد، مصرف، فایده، سودمندى، تمرین، تکرار، ممارست

۴

override

(past: overrode ; past participle: overridden) ـ سواره گذشتن از، پایمال کردن، باطل ساختن، برترى جستن بر، برتر یا مهمتر بودن، لغو کردن، باطل کردن