فرهنگ آریانپور
طی
#۱۳۶٬۴۲۱
pending
در طى، درمدت، تا زمانى که، امر معلق، متکى
duration
مدت، طى، سختى، بقاء، استمرار
by
به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم
when
کى، چه وقت، وقتى که، موقعى که، در موقع
course
دوره، مسیر، روش، جهت، جریان، درضمن، بخشى از غذا، آموزه، آموزگان دنبال کردن، بسرعت حرکت دادن، چهار نعل رفتن
matter
ماده، جسم، ذات، ماهیت، جوهر، موضوع، امر، مطلب، چیز، اهمیت، مهم بودن، اهمیت داشتن
through
(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر