فرهنگ آریان‌پور

طی

#۱۳۶٬۴۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

pending

در طى، درمدت، تا زمانى که، امر معلق، متکى

۲

duration

مدت، طى، سختى، بقاء، استمرار

۳

by

به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم

۴

when

کى، چه وقت، وقتى که، موقعى که، در موقع

۵

course

دوره، مسیر، روش، جهت، جریان، درضمن، بخشى از غذا، آموزه، آموزگان دنبال کردن، بسرعت حرکت دادن، چهار نعل رفتن

۶

matter

ماده، جسم، ذات، ماهیت، جوهر، موضوع، امر، مطلب، چیز، اهمیت، مهم بودن، اهمیت داشتن

۷

through

(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر