فرهنگ آریان‌پور

طلسم‌ کردن

#۱۳۵٬۷۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

charm

افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن

۲

bewitch

افسون کردن، فریفتن، مسحور کردن

۳

conjure

التماس کردن به، سوگند دادن، جادو کردن

۴

enchant

افسون کردن، سحر کردن، جادو کردن، مسحور شدن، فریفتن، به دام عشق انداختن

۵

spellbind

سحر کردن، مجذوب کردن، مفتون ساختن