فرهنگ آریان‌پور

طلسم

#۱۳۵٬۷۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

amulet

طلسم، دوا یا چیزى که براى شکستن جادو و طلسم به کار مى رود

۲

talisman

طلسم، تعویذ، جادو، جادوگرانه

۳

abracadabra

طلسم، ورد، سخن نامفهوم

۴

mumbo jumbo

طلسم، ورد، سخنان نامفهوم

۵

juju

بت، طلسم، افسون، نظر قربانى

۶

rune

نشان مرموز، سخن مرموز، طلسم، (ک.) سخن

۷

charm

افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن

۸

spell

(past: spelt, spelled ; past participle: spelt, spelled) ـ هجى کردن، املاء کردن، درست نوشتن، پى بردن به، خواندن، طلسم کردن، دل کسى را بردن، سحر، جادو، طلسم، جذابیت، افسون، حمله ناخوشى، حمله

۹

fetish

(fetich =) ـ طلسم، اشیاء یا موجوداتى که به عقیده اقوام وحشى داراى روح بوده و مورد پرستش قرارمى گرفتند، بت، صنم، خرافات

۱۰

glamor

(glamour =) ـ طلسم، جادو، فریبندگى، دلیرى، افسون، زرق و برق

۱۱

glamour

(glamor =) ـ طلسم، جادو، فریبندگى، دلیرى، افسون، زرق و برق

۱۲

voodooism

(vodun , vodoun =) ـ آئین مذهبى سیاه پوستان آفریقایى که شامل طلسم و جادو مى باشد، جادوگرى، طلسم، افسونگرى

۱۳

incantation

افسون، جادو، طلسم، افسون گرى، افسون خوانى، جادوگرى، سحر، تبلیغات

۱۴

hex

ساحر، جادوگر، سحر و جادو کردن

۱۵

magic

جادو، سحر، سحر آمیز واژه هاى شامل

۱۶

enchantment

افسون، جادو، سحر grisgris