واژههای فارسی←طلا کاری - اب -فرهنگ آریانپورطلا کاری - اب -#۱۳۵٬۶۸۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱gilt(past: gilded, gilt ; past participle: gilded, gilt) ـ زر اندود کردن، مطلا کردن، تذهیب کردنواژههای نزدیک در الفباطلا - سکه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیطلا - سنگ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیطلا - لیره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیطلا - واحد -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیطلا پوشاندن - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیطلا سازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر