فرهنگ آریان‌پور

طغیان‌ کردن

#۱۳۵٬۶۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

flood

سیل، طوفان، (در شعر) رود، دریا، اشک، غرق کردن، سیل گرفتن، طغیان کردن

۲

revolt

شورش یا طغیان کردن، اظهار تنفر کردن، طغیان، شورش، به هم خوردگى، انقلاب، شوریدن

۳

rebel

یاغى، سرکش، آدم افسار گسیخته، متمرد، یاغى گرى کردن، تمرد کردن، شوریدن، شورشى، طغیان گر

۴

mutiny

شورش، یاغى گرى، فتنه، طغیان، سر کشى، نا فرمانى، تمرد