فرهنگ آریانپور
طغیان کردن
#۱۳۵٬۶۳۱
flood
سیل، طوفان، (در شعر) رود، دریا، اشک، غرق کردن، سیل گرفتن، طغیان کردن
revolt
شورش یا طغیان کردن، اظهار تنفر کردن، طغیان، شورش، به هم خوردگى، انقلاب، شوریدن
rebel
یاغى، سرکش، آدم افسار گسیخته، متمرد، یاغى گرى کردن، تمرد کردن، شوریدن، شورشى، طغیان گر
mutiny
شورش، یاغى گرى، فتنه، طغیان، سر کشى، نا فرمانى، تمرد