فرهنگ آریان‌پور

اقامت کردن

#۱۳٬۵۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

remain

ماندن، باقیماندن، اقامت کردن، مانده، اثر باقیمانده، (در جمع) بقایا

۲

sojourn

اقامت موقتى، موقتا، اقامت کردن