فرهنگ آریانپور
اقامت کردن
#۱۳٬۵۶۱
stop
ایست، ایستادن، ایستاندن، توقف کردن، از کار افتادن، مانع شدن، نگاه داشتن، سد کردن، تعطیل کردن، خواباندن، بند آوردن، منع، توقف، منزلگاه بین راه، ایستگاه، نقطه
dwell
(past: dwelt, dwelled ; past participle: dwelt, dwelled) ـ ساکن بودن، اقامت گزیدن
reside
اقامت داشتن، مسکن داشتن، مقیم شدن، مستقر بودن