فرهنگ آریان‌پور

طعمه

#۱۳۵٬۵۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

prey

شکار، نخجیر، صید، طعمه، قربانى، دستخوش، صید کردن، دستخوش ساختن، طعمه کردن

۲

lure

وسیله تطمیع، طعمه یا چیز جالبى که سبب عطف توجه دیگرى شود، گول زنک، فریب، تطمیع، به وسیله تطمیع به دام انداختن، به طمع طعمه یا سودى گرفتار کردن، فریفتن، اغوا کردن

۳

victim

قربانى، طعمه، دستخوش، شکار، هدف، تلفات