فرهنگ آریانپور
طره
#۱۳۵٬۵۴۹
tress
طره، گیس بافته، گیسو، بافتن، طره کردن
floc
توده جمع شده، کلاله اى از رشته هاى ظریف، طره، جمع کردن، طره شدن
tuft
دسته، طره، منگوله، ریشه پارچه، ته ریش، ریش بزى، کلاله، طره دار یا پرزدار کردن
crimp
چین، طره، جعد موى، مانع، چروکیدن، چین چین و موجدار کردن، پیچش و انقباض عضله درخواب، اغوا کردن، گول
ringlet
حلقه زلف، طره، کلاله، انگشترى کوچک
whisker
(whiskery =) ـ موى اطراف گونه و چانه، شارب، ریش، ماهوت پاک کن، (در گویش) جاروب کوچک، طره، مودار
whiskery
(whisker =) ـ موى اطراف گونه و چانه، شارب، ریش، ماهوت پاک کن، (در گویش) جاروب کوچک، طره، مودار
flocculate
قلنبه، انبوهى، طره، کلاله، کاکل، اجتماع کردن، به صورت رشته هاى انبوه و کرکدار در آوردن، انبوه شدن، لخته شده
plait
موى بافته، پیچیدن گیسو، تاه، چین، گیس بافته، تاه زدن، چین دار کردن