فرهنگ آریان‌پور

طرفداری کردن

#۱۳۵٬۵۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

favor

(favour =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن

۲

favour

(favor =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن

۳

advocate

دفاع کردن، طرفدارى کردن، حامى، طرفدار، وکیل مدافع

۴

partook

(past: partook ; past participle: partaken) ـ شرکت کردن، شریک شدن، بهره داشتن، قسمت بردن، خوردن، سهیم بودن در