فرهنگ آریانپور
طرفداری کردن
#۱۳۵٬۵۲۳
side
طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره
favor
(favour =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن
advocate
دفاع کردن، طرفدارى کردن، حامى، طرفدار، وکیل مدافع
espouse
عقد کردن، عروسى کردن، نامزد کردن، شوهر دادن، حمایت کردن از، عقیده داشتن به
support
پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن